تبليغاتX
دلم چقدر تنگه.....

دلم چقدر تنگه.....

***خدا از بهترین ها فقط یه دونه خلق کرده.. دقت کردی چقدر تنهایی؟؟؟***

بعد از 2سال

سلام.امشب بعداز 2سال اومدم ك دوباره بنويسم خيلى خوشحالم ك دوباره ميتونم بيام اينجا. الان ك دارم اينجا مينويسم با گوشي اومدم و الان چقدر گوشيمو دوس دارم ك اينقد پيشرفته س...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 آبان1390ساعت 3:8 قبل از ظهر  توسط جادوگر تنها...!!  | 

من پذیرفتم...

من پذیرفتم شکست خویش را 

پندهای عقل دور اندیش را

من پذیرفتم که عشق افسانه است

این دل درد آشنا دیوانه است

می روم شاید فراموشت کنم

با فراموشی هم آغوشت کنم

می روم از رفتنم دل شاد باش

از عذاب دیدنم آزاد باش

گرچه تو تنها تر از من می روی

آرزو دارم تو هم عاشق شوی

آرزو دارم بفهمی درد را

تلخی این برخوردهای سرد را

 

 

***دوستای گلم معذرت که میتونم بهتون سر بزنم.. داش علی مرسی که اومدی..***

  
+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 بهمن1388ساعت 2:45 قبل از ظهر  توسط جادوگر تنها...!!  | 

من اومدم..

 سلام به همه..

من اومدم...

ای خدای خوشگلممممممممممممممممممممممممم نمی دونم چرا الان که دارم اینو مینویسم خودمو بهت خیلی خیلی زدیک احساس می کنم.. دوسمت دالم خدا جونم

امشب اومدم فقط اعتراف کنم.....

اعتراف ۱- خدا جونم اول از همه منو ببخش که یه ۲ روزی می شه که اصلا" نماز نمی خونم به جون جادوگر نمی دونم چم شده ها.. یهو یادم میره خب بیبخشید خدا جونم خب؟؟؟

اعتراف ۲- واااااااااااااای این یکی و نمی دونم کارم درست بود یا نه اصلا" شاید گناه نکرماااااا ولی خب تو منو ببخش...خب؟؟؟

اعتراف ۳- دست خودم نبوداااا اصلا" هر وقت به این ۲ تا دختر فکر می کنم ناخودآگاه حرصم می گیره بعد هی پشت سرشون بد و بیراه می گم...آخه خودت که می دونی این بزرگه تا به من می رسه هی می خواد منو با اون کوچیکه مقایسه کنه.. این کوچیکم یه کارایی می کنه که دلم می خود یکی بخوابمونم زیر گوشش( این قسمت بد آموزی داشت شما نزنید زیر گوش کسی آآآآآآآ آخه اونوقت به جا یکی دو سه تا پس می گیری) خدا جونم واسه اینم منو ببخش..خب؟؟؟

اعتراف ۴- اگه تو این چند وقته دروغ گفتم منو ببخش خب؟؟؟

اعتراف ۵- من سر تا پا گناهم... منو به خاطر او بزرگی و مهربونیت ببخش و پاک کن...خب؟؟؟

اعتراف ۶- آخ آخ آخ واسه این یکی حتما" منو ببخشیاااااااااااااا...( خود خدا می دونه چی و می گم...)

اعتراف ۷- من عاشق عدد هفتم واسه همین مهمترین اعترافمو تو عدد هفت می گم... خدا جونمممممممم من دوست دارم... اگه دوست داشتنت گناه منو ببخش...  من دوست دارممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

خدا جونم به خاطر همه ی داده ها و نداده هات شکرت می کنم.. مرسی...مرسی که همیشه کمکم می کنی و با یه نیم نگاهت نجاتم می دی....

خیلی دوست دارم ببخش منو..خب؟؟؟

ریحانه جون .. داداشی و ... مرسی که به یادمین...می بوسمتون..

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 دی1388ساعت 1:29 قبل از ظهر  توسط جادوگر تنها...!!  | 

خدا جونم...

*خدایا...*

خدایا مرا بخش اگر صدایت نمیزنم! فراموشت نکرده ام...

خدایا مرا ببخش اگر چیزی از تو نمی خواهم! همه چیز را از تو گرفته ام...

خدایا مرا ببخش اگر طنابم را گسسته ام! پوسیده بود محکمترش را می خواهم...

خدایا مرا ببخش اگر به سوی دیگری میروم! در این سو رهیافتگان کمترند...

خدایا مرا ببخش اگر آتش عشقت را با اشک هایم بیرون می رانم!دارم شعله ور می شوم...

خدایا مرا ببخش اگر خوپرستم! در وجودم تو را یافته ام...

خدایا مرا ببخش اگر به دنیا دل بسته ام! در شوره زارش رد تو را می جویم...

خدایا مرا ببخش اگر در عشقت کفر می گویم! قلبم گنجایش این همه رحمت را ندارد...

خدایا مرا ببخش اگر چشمانم را بسته ام! میخواهم امشب خواب تو را ببینم...

دوست دارم خدا...

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 آذر1388ساعت 1:49 قبل از ظهر  توسط جادوگر تنها...!!  | 

سلاممممممم.

 من یه چند وقتی نمی تونم زیاد زیاد بیام.آآآآآآآآآآآآآآآآآآخخخخخخخخخخهههههههه درسام سنگین شده..باید خوفففففففففف درس بخونم

ریحانه جون خیلی دوسمت دالم

داداشییییییییی خیلی ماهی

و آجی کوچیکه همه شماهایی هستم که به یادمین

راستی واسم دعا کنید... یه کاذی دارم انجام میدم دعا کنید به خیر بگدره....

مرسی

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 آذر1388ساعت 1:12 قبل از ظهر  توسط جادوگر تنها...!!  | 

سلاممممممم.

سلام من یه چند وقای نبودم  اما حالا اومدم..بودم یه جای خیلی  خووووووووووووووووووففففففففففففففففف... اگه گفتین کجااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

زیاد به مغزتون فشار نیارید..خودم میگم...

بودم مشهد جای همتونم دعا کردم...

فعلا" تا بعد..ممکنه یکم دیر آپ کنم..پس نگران نشید(نه که خیلیییییییییییی نگران میشید)

فعلا"""""""""""""""""

راستی ریحانه جون مرسی که اودی سر زدی خانومی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 آذر1388ساعت 0:3 قبل از ظهر  توسط جادوگر تنها...!!  | 

 ریحانه کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دیشب خوابشو دیدم...

واسم کارت عروسیشو آورده بود..

رو کارت نوشته بود...

برای جادوگر عزیزم...

  یه نامه هم بود:

جادوگر من می تونستم خوشبختت کنم...

همیشه واست دعا می کنم عزیزم..

دوستت دارم..

مراقب خودت باش...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 آذر1388ساعت 5:54 بعد از ظهر  توسط جادوگر تنها...!!  |